كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

80

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

كردند كه پانصد سر گوسفند و سيصد خروار آرد و پانصد خروار جو با ما يحتاج ديگر مرتب دارند و از عقب شهزاده فرستند و شهزاده كوچ كرده به جانب جام رفت . نقيب آن جماعت را همراه خود به مشهد درآورد و از لشكريان مردم بسيار به شهر آمده بودند . محصلان را به وثاقها فرود آورد و جمعى كه جهت سودا و معامله آمده بودند مجموع را گرفته به قتل آوردند . چنان‌كه چون امير حسين رسيد ، امير بدر الدين نقيب از اسب و سلاح مقتولان پيشكش سنگين كشيد و امير حسين او را تحسين و تربيت بسيار فرمود و شهزاده يسور در نواحى جام ، شيخ الاسلام شهاب الدين را طلب فرمود و خود متوجه قرانه شد و در آن منزل چند روز مقام كرد . چه خبر شنيد كه امير حسين جهت لاغرى چهارپايان در طوس توقف نمود . قاصدى كه به طلب شيخ شهاب الدين رفته بود و شيخ به او التفات نكرده بازآمد . شهزاده يسور غلبه فرستاد كه شيخ را قهرا قسرا آورند . شيخ به كوشكى كه به صورت حصار بود درآمد و هرچند مخالفان سعى كردند مسخر نشد و خلقى بسيار به قتل آمده عاجز شدند و مواشى ولايت جام را رانده پيش شهزاده رفتند و در آن ايام شهزاده يسور شش هزار سوار به تاخت هرات فرستاد و ملك غياث الدين خبر معاودت او شنيده بود . فرمود كه رعايا به شهر آيند و مواشى به حواشى شهر آرند و به اسفزار و هرات رود ، قاصدان دوانيد كه مردم آن مواضع به قلعه‌ها درآيند و لشكرها از غورى و هروى و سجزى و خلج و بلوچ و افغان مضبوط ساخته شرايط محافظت به جاى آورد . لشكر شهزاده يسور به باد غيس آمده دانستند كه مردم بيرون به شهر درآمده در كهدستان گله و رمه بسيار است . روز چهارشنبه پانزدهم صفر سنهء 719 ياغى از درهء باشتان درآمده مواشى بلوچان را كه در كهدستان بود راند . ملك غياث الدين جمعى را نامزد آن طرف فرمود و در وقتى كه شاه بلوچ كلانتر بلوچان با مخالفان در حرب بود ، دلاوران شهر رسيدند و